طومار چند متری مردم بخش کاغذکنان در مورد پمپاژ آب از سد شهریار میانه
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٩  

مردم بخش کاغذکنان با امضای طوماری و ارسال آن به رئیس جمهور خواستار پمپاژ آب از سد شهریار میانه شدند. این طومار که به امضای اهالی کاغذکنان و مهر شوراهای بیش از 50 روستا رسیده است تحویل دفتر رئیس جمهوری شد. رونوشت این طومار نیز جهت پیگیری به بخشداری کاغذکنان، فرمانداری شهرستان میانه،استانداری آذربایجان شرقی، وزارت نیرو، سازمان آب منطقه ای آذربایجان شرقی و نمایندگان شهرستان میانه در مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.

*صفحه اول طومار*   طومار مردم بخش کاغذکنان در مورد پمپاژ آب


کلمات کلیدی:
 
موقعیت بخش کاغذکنان نسبت به رودخانه قزل اوزن و سد شهریار
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٩  

موقعیت بخش کاغذکنان نسبت به رودخانه قزل اوزن و سد شهریار

موقعیت

 

نقشه


کلمات کلیدی:
 
آیا برداشت از آب قزل اوزن حق بخش کاغذکنان هست یا اردبیل؟
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٩  

تجربه نشان داده که سایه خشکسالی هر چند سال یکبار و به صورت دوره ای بر سر ایران خواهد آمد به الطبع بخش کاغذکنان هم از جمله مناطقی در ایران هست که از این بلای طبیعی مستثنی نیست و حتی شرایطی به مراتب بدتر از مناطق دیگر دارد. در بخش کاغذکنان به دلیل واقع شدن در ارتفاع بلند از سطح دریا امکان حفر چاه عمیق وجود ندارد و آب مورد استفاده مردم از آبهای سطحی و چشمه ها می باشد که آنهم با اندکی کاهش در میزان نزولات آسمانی دچار کم آبی و خشکسالی می شود. برای رفع معضل کم آب راهکارهای مختلفی بستگی به شرایط جغرافیایی و اقلیم منطقه وجود دارد. که احداث سد از جمله آنهاست. به برکت پیروزی انقلاب اسلامی ایران در چند سال گذشته شاهد ساخت و بهره برداری تعداد زیادی سد در مناطق مختلف ایران بودیم که بخش کاغذکنان هم به دلیل واقع شدن در مسیر رودخانه قزل اوزن از این حیث بی نصیب نبود. در سال 1351 طرحی در مجلس شورا و سنا تصویب شد که به موجب آن با ساخت سد در خاک کاغذکنان علاوه بر تأمین نیازهای آبی 200000 هکتار از شالیزارهای شمال کشور 20000 هکتار هم از زمینهای تشنه کاغذکنان را تحت آبیاری قرار دهد. متأسفانه در سالهای گذشته با بی توجی مسئولین شهرستان و نماینده گان شهرستان میانه در مجلس شورای اسلامی طرح آبدهی به بخش کاغذکنان از اهداف این سد که از آن به عنوان طرح ملی مطرح می شود حذف شده است. در چند ماه گذشته با تلاش مسئولین و نمایندگان شهر اردبیل در مجلس شورای اسلامی وزارت نیرو با برداشت 285 میلیون متر مکعب آب از رودخانه قزل اوزن به شهر و دشت اردبیل موافقت کرده است. همچنین استاندار اردبیل در پی اعتراض مردم شهرستان خلخال و کوثر در پی نادیده گرفتن سهم آنها از برداشت آب از رودخانه قزل اوزن گفته است که خواستار برداشت 550 میلیون متر مکعب و تحت پوشش دادن شهرستان خلخال و کوثر هستیم سوال اینجاست که آیا این حق مردم بخش کاغذکنان هست که از آب رودخانه قزل اوزن که دورتادور این منطقه را احاطه کرده است استفاده کنند یا استان سرسبز گیلان. آیا این حق مردم کاغذکنان هست که سالهاست با مشکل کم آبی مواجه هستن از آب سدی استفاده کنند که در خاک خودشان ساخته می شود یا استان اردبیل که چندین سد در آنجا وجود دارد. همه ما این ضرب المثل را می دانیم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. امیدواریم نمایندگان شهرستان میانه در مجلس شورای اسلامی از حق مردم بخش کاغذکنان در پمپاژ آب از سد شهریار میانه که درخواستی به جز اجرای عدالت و نجات منطقه از فقر و بدبختی و جلوگیری از مهاجرت نیست دفاع کنند.

 


کلمات کلیدی:
 
تغییر نام آغکند لکه ننگی برای میانه خواهد بود- محمدصادق نائبی
ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۱  

آقای احمدی بخشدار فهیم بخش کاغذکنان در پاسخ به سئوال آقای مهدی لطفی که بخاطر این خبر از تهران راهی کاغذکنان شده بود،مخالفت خود را نسبت به تغییر نام شهر آغکند اعلام کرد اما رئیس شورای شهر آغکند کماکان روی تصمیم خود پابند است و دلیل خود را چنین عنوان می کند: ما دیگر روستا نیستیم!

ما در دو دهه گذشته بخاطر تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب چندین بار علیه این حرکت ناشایست اعراب به راهپیمائی و اعتراض برخاسته ایم. اکنون نمی توانیم در داخل مرز اسلامی خود شاهد چنین تحریفها و تغییر نامهایی نسبت به نامهای کهن ایرانی (از نوع ترکی) باشیم.

آنگونه که در کهنترین لغتنامه جهان یعنی لغات الترک کاشغری با بازخوانی پروفسور صدیق آمده است کند به معنای شهر است و اصلاً به آن معنا که امروزه متعارف شده، نبوده است. شهرهای بزرگی چون سمرکند (به لهجه ایرانی سمرقند)، تاشکند و یارکند (در غرب چین) از این اسم درست شده اند و اوردوکند به معنای اقامتگاه خان، شهری در چین جنوبی و محل زندگی افراسیاب بوده است.

آغکند نیز یادگاری از شهرهای کهن منطقه است که روزگاری در دوران طلائی بوده است. تعجب است از شورای شهر آغکند که با تمسک به این بهانه و تنفر از روستائی بودن، قصد دارد نام بلند آغکند را از تاریخ حذف کند. پیش از این و در میان ناآگاهی مسئولین محلی نامهای زیادی از تاریخ ما تحریف شد اما اکنون چنین حرکتهای ناصوابی اهانت به مردم منطقه محسوب می شود. همانسان که اگر خلیج فارس را خلیج عرب بکنند و ما اعتراض نکنیم، قطعاً به فهم و شعور ما شک خواهند کرد.

مضاف بر این، بهترین نقاط تهران اکنون هم به نام ده ونک، ده تجریش، ده کن، ده درکه و غیره با پیشوند ده خطاب می شوند. چرا در بهترین نقطه شمیرانات و تجریش عارشان نمی آید که منطقه آنها را ده خطاب کنند.

مردم روستاهای بخش کاغذکنان به شدت نسبت به این حرکت خودسرانه عکس العمل نشان داده و آنرا انحصارطلبی شورای آغکند دانستند چرا که کاغذکنان متعلق به همه است و آغکند تنها تابعی از آن است. مردم منطقه درددلهای دیگری نیز داشتند که به بهانه این حرکت سفره دل را می گشودند.

آنها به حق می گویند: قارابولاق قبلاً مرکز بخش بود و لیاقت شهر بودن را هم داشت. قارابولاق در پنجاه سال پیش دارای شعبه نفت، اداره پست و امکانات شهرنشینی دیگری بود.

اهالی روستاهای همجوار خواستار توجه بیشتر بخشدار منطقه و نمایندگان شهرستان به روستاهای دیگر بودند.

اعضای شوراهای روستائی بخش کاغذکنان و ریش سفیدان و مردم منطقه با امضای طوماری که قرار است به عنوان اعتراض به این حرکت ناپسند به وزارت کشور و هیئت دولت فرستاده شود، مخالفت خود را با حرکت ناشیانه پنج عضو شورای شهر آغکند نشان دادند.


کلمات کلیدی:
 
طومار بلند اعضای شوراهای روستائی کاغذکنان در مخالفت با تغییر نام آغکند
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۱  

اعضای شوراهای روستائی بخش کاغذکنان و تعداد زیادی از مردم این بخش در مخالفت با حرکت ناشایست و خودسرانه شورای شهر آغکند، طومار بلندی را تکمیل کرده اند که به زودی به وزارت کشور ارائه خواهد شد. در این طومار که صفحه نخست انرا ملاحظه می کنید، اعضای شوراهای روستائی بخش کاغذکنان، ریش سفیدان منطقه و تحصیلکردگان کاغذکنانی با این حرکت ناپسند مخالفت کرده اند.

صفحات بعدی این طومار حاوی امضاهای فراوانی است که نیازی به ارائه آنها در اینجا نیست.
طومار


کلمات کلیدی:
 
اعتراض به تغییر نام آغکند به شهر کاغذکنان- محمدصادق نائبی
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۱  

اخیراً در دیدار خصوصی که با یکی از مسئولین میانه داشتم، ایشان از تغییر نام قریب الوقوع نام آغکند به کاغذکنان خبر دادند. ماجرا از اینجا آغاز می شود که شورای شهر آغکند در اقدامی شتابزده و غیرضروری، خواستار تغییر نام «آغکند» به «کاغذکنان» شده است و توافقات اولیه برای این تغییر نام انجام شده و به زودی این نام جدید، تصویب و ابلاغ خواهد شد.
در ارتباط با این حرکت عجیب شورای شهر آغکند که درصورت تصویب، خاطره ای تلخ از خود برجای می گذارند، نکاتی قابل ذکر است که ذیلاً اشاره می شود:
1 ـ نام کاغذکنان نامی نامأنوس است که در چند قرن گذشته بجای نام کهن و پرآوازه خونا (مانند میانا) و خونج (مانند میانج) جایگزین شده است.
2 ـ مخالفتهای زیادی در ارتباط با مشابهت نام استان با مرکز استان(مانند اردبیل و قزوین) یا نام بخش با مرکز بخش می شود و منطقی است، چراکه شنونده را سردرگم می کند. آیا جمله «من به اردبیل می روم» واضح است یا جمله «من به آذربایجانشرقی می روم»؟ بعد از این، تکلیف شنونده با جمله «قطار از کاغذکنان عبور می کند» یا «سیل به کاغذکنان آمد» چیست؟ کدام کاغذکنان؟
3ـ کاغذکنان علاوه بر نام بخش فعلی، نام یکی از آبادی های متروکه قدیمی است که آثار باستانی فراوانی هم دارد. در اسناد و کتابهای آینده چگونه بین این دو (بلکه این سه) تفاوت قائل شویم.
4ـ در گذشته نام آغکند آنچنان گسترده بوده است که گاهی بجای کاغذکنان می گفتند: آغجاکند که نام اصلی آغکند بوده است. آیا صحیح است این نام کهن به نفع واژه نامأنوس و جعلی کاغذکنان حذف شود؟
5ـ تحریف اسامی ترکی منطقه آذربایجان از فعالیتهای نژادپرستانه حکومت پهلوی بوده و مسئولین نظام اسلامی به قومیتها، گویشها و زبانها احترام می گذارند. این کار اهانت به خاکی است که صدها نابغه را در آغوش خود پرورده است. نام بلند آغکند حتی درصورت تحریف همیشه در تاریخ خواهد ماند. دیدید که چگونه بعد از هفتصد سال نام خونج زنده شد.
6ـ «کند» در ترکی به معنای شهر است و در سده های گذشته به معنای روستا درآمده است و در میان شهرهای ترکها، شهرهای بزرگی با این نام وجود دارند که شهرت جهانی دارند، مانند تاشکند (داش کند) و سمرقند(سمرکند). لذا تصور نکنید آغکند به معنای روستای سفید! است.
7ـ وزیر محترم یا معاون وی که به مثابه «از تو به یک اشاره از من به سر دویدن» سریعاً پیشنهاد شورای شهر آغکند مبنی بر تغییر نام ترکی آغکند را به واژه نامأنوس و ظاهراً فارسی کاغذکنان می پذیرد، چرا در مقابل درخواست تغییر نام «میانه» به «میانا» ترتیب اثر نمی دهد؟ واژه پرایهام و پرابهام میانه برای شهر ما مشکلزا است. چرا مانند ازنا و خروانا نام شهرمان را به میانا برنمی گردانند؟ جز این است که می خواهند این تحریف ظاهراً به دست خود مردم! اتفاق افتد؟
8ـ پیشتر تلاشهای برای تغییر نام آغکند شده بود و پیش از انقلاب رسماً آنرا علی آباد نام نهادند و در شناسنامه بعضی ها در آن زمان به عنوان زادگاه درج شد. بعدها نیز چند بار «سپیدآباد»! را مزمزمه کردند اما رها کردند. از دوستان شورای شهر خواهشمندم این کار ناتمام را برعهده نگیرند و به دامان مردم خود بازگردند.

با این توضیحات از برادران عزیزم در شورای شهر آغکند و بخشدار فهیم و باتجربه کاغذکنان عاجزانه تقاضامندم از پیشنهاد خود منصرف شده و نامه ای مبنی بر این انصراف به استانداری و وزارت کشور ارسال کنند تا خدای ناکرده به اعتبار این منطقه کهن لطمه وارد نکنند و بین خود و مردم منطقه فاصله نیاندازند. بدانید مردم منطقه و فرهیختگان کاغذکنان از این موضوع دلگیرند و به زودی ناخرسندی خود را بصورت تلفنی، حضوری و امضای طومار، به شما منتقل خواهند کرد.
از مسئولین محترم منطقه تقاضا دارم تابلوی «به شهر کاغذکنان خوش آمدید» را از ورودی این بخش برداشته و بجای آن «به بخش کاغذکنان خوش آمدید» و یا «به شهر علاّمه خونجی خوش آمدید» استفاده کنند.

والسلام علیکم
مؤلف کتاب مشاهیر و مفاخر میانه
محمدصادق نائبی
17 اردیبهشت 88


کلمات کلیدی:
 
راهندازی سایت اطلاع رسانی کاغذکنان
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٤  

به اطلاع بیننده گان این وبلاگ می رساند با توجه به راهندازی پایگاه اطلاع رسانی کاغذکنان از این به بعد برای اطلاع از مطالب سایت و آخرین اخبار بخش کاغذکنان به نشانی زیر مراجعه کنید

                                         www.kaghazkonan.ir


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱۸  

                   افضل الدين خونجي

(كشف الأسرار عن غرامض الأفكار) از جمله آثار مهم و ارجمند منطقى است كه تاكنون چاپ نشده و همچنان غبار فراموشى را برچهره دارد. كشف الأسرار را يكى از سرآمدان, حكيمان, منطقيان و پزشكان تدوين كرده كه جايگاه والايى در سير تطوّر منطق در حوزه فرهنگ اسلامى دارد. مؤلف آن افضل الدين محمد بن ناماور بن عبدالملك الخونجى, مكنى به ابوعبدالله است. وى از حكماى قرن هفتم هجرى است كه در جمادى الأولى سال 590هـ ق به دنيا آمد1, و در سال 646هـ ق در قاهره درگذشت2. تحصيلاتش را در ايران به انجام رسانيده است3 و از جمله كسانى بود كه درپى حمله مغول, ترك وطن گفت و راهيِ ديار مصر گرديد. تاريخ دقيق ورود او به مصر معلوم نيست, امّا قدر مسلم از سال 632 تا پايان عمرش سال 646 در مصر بوده است; چراكه ابن ابى أصيبعه مى گويد در سال 632هـ ق قسمتى از كليات قانون ابن سينا را نزد او در مصر خوانده است.4
بسيارى از شرح حال نگاران منزلت علمى و مرتبت دانش و پژوهش وى را ستوده اند:
ابن كثير گويد: (الحكيم المنطقى البارع فى ذلك جيد السيرة فى احكامه.)5
و ابن ابى أصيبعة نوشته است: (هو الامام العالم, الصدر الكامل, سيد العلماء و الحكماء, أوحد زمانه, و علامة أوانه.)6
و ابن خلدون از آثار وى چنين ياد كرده است: (و على كتبه معتمد المشارقة لهذا العهد.)7
خونجى علاوه بر كشف الأسرار, آثار گرانبهاى ديگرى در منطق و طب از خود به جاى گذاشته است. آنچه در منطق نگاشته است به قرار زير است:
1ـ الجمل فى مختصر نهاية الأمل فى المنطق.8
2ـ الموجز فى المنطق.9
3ـ مختصر الجمل.10
خونجى در موارد متعددى در كشف الأسرار خود ادعا كرده است كه كتاب ديگرى در شرطيات نگاشته است, ليكن هيچ يك از منابع شرح حال نگار,, يادى از اين اثر نكرده اند.
در ميان آثار منطقى خونجى, كشف الأسرار از اهميت بيشترى برخوردار است. ابن خلدون در العبر درباره آن گويد: كتاب طويلى است در منطق, و طاش كبرى زاده در مفتاح السعادة آن را جزء كتابهاى بزرگ منطقى مى آورد.
اين كتاب در دوبخشِ منطق تصورات و منطق تصديقات تنظيم يافته و مشتمل بر ده فصل است:
فصل اول در مقدمات بحثِ تعريفات.
فصل دوم در تعريفات.
فصل سوم تا هفتم در خصوص قضايا كه مقدمه مبحث استدلال است.
فصل هشتم درقياس.
فصل نهم در مختلطات.
فصل دهم در قياسات شرطيه.
شيخ در منطق اشارات و نجات و به تبع او فخر رازى و افضل الدين خونجى دست به تغييراتى در منطق ارسطويى زده اند. از جمله اينكه بحث از مقولات را حذف كرده اند. تغييرات ديگرى صورت گرفته كه ابن خلدون در شرح آنها مى گويد: (آنگاه متأخران پديد آمده اند و اصطلاح منطق را تغيير دادند و به بحث كليات خمس, ثمره آن را ملحق كردند كه عبارت از بحث درباره حدود و رسوم است و اين مسائل را از كتاب برهان بدين كتاب نقل دادند و كتاب مقولات را حذف كردند, زيرا نظر منطقى درباره آنها عرضى است نه ذاتى, و به كتاب عبارت بحث درباره عكس را ملحق كردند. سپس درباره قياس از حيث انتاج آن براى مطالب بطور عموم به بحث پرداختند نه بر حسب ماده آن, بلكه بحث درباره ماده آن را كه عبارت از كتب پنجگانه برهان, جدل, خطابه, شعر و سفسطه بود, حذف كردند. ممكن است گاهى بعضى از آنها قسمت اندكى از اين مباحث پنجگانه را مورد توجه قرار دهند ولى بطور كلى چنان اين مباحث ياد كرده را از ياد برده اند كه گويى وجود نداشته است.) سپس ابن خلدون مى افزايد: (نخستين كسى كه بدين روشها رفتار كرد [يعنى تغييرات مذكور را در منطق ارسطويى و نُه بخشى بوجود آورد] امام فخرالدين رازى بود و پس از او افضل الدين خونجى از روش وى پيروى كرد.)11
البته همانطور كه دكتر ملكشاهى يادآورى كرده اند: تقسيم منطق به دو بخش عمده, منطق تعريفات و منطق حجت, توسط شيخ در اشارات و نجات عملى گرديده است و در واقع امام فخر و خونجى در اين خصوص پيرو او بوده اند.12
خونجى در عين تأثير پذيرفتن از شيخ و امام فخر رازى نظرات خاص و نوآوريهايى در منطق دارد كه اين مقال جاى گفتگو از آن نيست. كشف الأسرار بويژه بر ارموى و كاتبى قزوينى تأثير بسزايى داشته است, تا آنجا كه هركدام از آنها شرحى بر كشف الأسرار نگاشته اند. كتاب شريفِ (بيان الحق بضمان الصدق) اُرموى در واقع شرح وتقرير كشف الاسرار است, اگرچه ارموى خود به اين مطلب در بيان الحق تصريح ننموده است, امّا با تأمل اندكى در بيان الحق وى و مقايسه آن با كشف الاسرار اين نكته بخوبى روشن مى گردد.
حاجى خليفه به شرح كاتبيِ قزوينى اشاره كرده است13. گويا علاّمه حلّى شرح كاتبى را در نزد او خوانده است; اين مطلب را مى توان از (الخلاصة) علاّمه دريافت. در كتاب يادشده در ضمن اجازه معروفه بنى زهره, درباره كاتبى نوشته اند: (كان من فضلاء العصر, واعلمهم بالمنطق, وله تصانيف كثيرة, قرأت عليه شرح الكشف الاّ ما شذّ…)14.
تصحيح و تحقيق (كشف الأسرار عن غوامض الأفكار) خونجى براساس سه نسخه موجود از آن در حال انجام است, كه عبارتند از:
1. نسخه اسكوريال اسپانيا, كتابت اسماعيل بن ابراهيم بن طاسى بن يعقوب در چاشت روز پنجشنبه 16رجب659, در 125برگ 25سطرى. با توجه به اينكه استنساخ اين نسخه, سيزده سال پس از فوت مؤلف بوده , از اهميت بسزائى برخوردار است.
2. نسخه ديگر نسخ سده هشتم و نهم است و آغاز و انجام ندارد. اين نسخه در 119برگ 23سطرى است.
3. نسخه دار الكتب المصريه, كه در ضمن مجموعه اى است مشتمل بر چهار كتابِ منطقى. اين نسخه به خط محمود بن فقيه محمد بن شرفشاه از شاگردان كاتبى قزوينى است و كتابت آن به سال679هـ بوده است. اين نسخه نسبت به دو نسخه ديگر از سلامت بيشترى برخوردار است.
هرسه نسخه, در مجموعه نسخ عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران مندرجند.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۱۸  

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

پنجم رمضان سال يکهزار و چهارصد و بيست و پنج هجري قمري

درگذشت« افضل الدين طبيب خونجي» از حكيمان نامدار قرن پنجم هجري قمري در هفتصد و هفتاد ونه سال پيش.

هفتصد و هفتاد ونه سال پيش در چنين روزي، پنجم رمضان سال ششصد و چهل و شش هجري قمري، « افضل الدّين طبيب خونجي» از حكيمان نامدار قرن هفتم هجري قمري، ديده از جهان فرو بست او در سال پانصد ونود هجري قمري در خونج از توابع خلخال به دنيا آمد ودر آنجا تحصيلات خودرا آغاز كرد. طبيب  خونجي
از مشاهير پزشكان و فيلسوفان شيعه است ودر عصر خود از بزرگان اين علوم به شمار مي‌آمد. او در فقه و حديث نيز مهارت داشت. از اين حكيم فرزانه آثار ارزشمندي برجاي مانده است كه «كشف الاسرار عن غوامض الافكار» در منطق از آن جمله است خونجي در اواخر عمر، قاضي القضاه مصر بود و در پنجاه  و شش
سالگي در همان شهر درگذشت


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٢۱  

همايش بزرگداشت ملا محمد باقرخلخالی

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٤/۱٠  

                                                 

                   كاغذكنان درگذرتاريخ

   منطقه كاغذكنان اكنون يكي از بخشهاي شهرستان ميانه ازاستان اذربايجان شرقي است اين بخش تا سال 1359 يكي از بخشهاي شهرستان خلخال به شمارمي آمد و مشتمل بر 112 روستا و 35429 نفر جمعيت بود كه به علت عدم وجود راه ارتباطي ماشين رو به  مركز شهرستان خلخال (هيرواباد) از سالها پيش مردم منطقه خواستار مجزا بودن كاغذكنان از شهرستان خلخال بودند چرا كه به واسطه بعد مسافت و عدم وجود پل مناسب و خرابي تنها پل تاريخي اين منطقه به قسمت شمالي رودخانه قزل اوزن كه خط مرزي اين منطقه با ديگر بخشهاي خلخال بود ارتباط كاغذكنان را با مركز شهرستان نا ممكن ساخته بود 0 درنامه اي كه در سال 1314 هجري شمسي توسط عده اي از بزرگان كاغذكنان خطاب به (( رئيس دارالشوراي ملي )) نگاشته شده مردم منطقه خواستار مجزا بودن كاغذكنان از((حكومت خلخال )) و ارتباط مستقيم نايب الحكومه اين محال با مركز ايالت اذربايجان را داشته اند ولي اين درخواست به حق مردم كاغذكنان از اوايل حكومت پهلوي تا سرنگوني اين رژيم بي نتيجه بود و اين امر به بركت پيروزي انقلاب اسلامي به نتيجه رسيد 0 كاغذكنان از اوايل دوره اسلامي تا دوره مغول شهري اباد بوده و يكي از شهرهاي قديمي اذربايجان است اين شهر از دوره سلجوقيان تا حمله مغول از نظر تجاري معروف بوده است و ((خونا )) و ((خونج)) نامهايي هستند كه تا قرن ششم و اوايل قرن هفتم به اين شهر اطلاق مي شده است و ياقوت حموي نوشته است چون در انجا كاغذ به كاغذكنان معروف است(1) 0 تا خرابي شهر كاغذكنان در قرن هفتم هجري اين شهر ولايتي مستقل از ولايات اذربايجان بود و در دوره مغول نيز به صورت مستقل اداره مي شد و به قول حمداله مستوفي در نزه القلوب حقوق ديواني كاغذكنان  پنج هزار دينار بود(2) 0 همانطوري كه ذكر شد ناحيه كاغذكنان از اوايل دوران اسلامي تا اوايل عصر صفويه ولايتي مستقل از   ولايات اذربايجان به شمار مي امد 0 اما پس از تشكيل دولت صفويه و تغيير و تحول نظام ايالات و ولايات بلوك كاغذكنان همراه با بلوكات شمالي رودخانه قزل اوزن كلاولايتي را به نام ولايت خلخال تشكيل مي دانند و كاغذكنان همواره مركز حكومتي و يا بخشي از ولايت خلخال به شمار مي امد 0 چرا كه پس از تفويض حكومت خلخال و توابع به خانهاي ايل سعدلو، كاغذكنان حاكم نشين و مركز حكومت خلخال بود و با وجود حكومت خلخال در بعضي مقاطع زماني به افرادي غير از سعد لوها تفويض مي شد ولي مالكيت اكثر نواحي خلخال تا دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار با خوانين سعدلو بود 0 طايفه سعدلو در دوره قاجاريه (عهد سلطنت فتحعلي شاه ) رو به ضعف گذاشت و از نظر نظامي ديگر اهميت سابق را نداشت 0 هيرواباد مركز كنوني شهرستانخلخال ان وقت قصبه كوچكي بود به واسطه سكونت عده اي از علما و متنفذين منطقه در انجا كه نفوذ در منطقه پيدا مي كنند ،در دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار به تهران رفته و تقاضا مي كنند حالا كه سعدلوها رو به ضعف گذاشته اند حاكمي براي خلخال تعيين و اعزام شود 0 تقاضاي انان قبول و حاكمي همراه با نمايندگان و علماي مزبور حاكم نشين خلخال مي شود

و روستاي هيرواباد هم كه تحت مالكيت سعدلوهاي كاغذكنان بود توسط تجار و اهالي به مبلغ هفتصد تومان خريداري و بين خريداران تقسيم مي شود 0(3)

كاغذكنان قبل از حمله مغول مهد دانشمنداني چون افضل الدين خونجي (كاغذكناني) ،منطق داني بزرگ و فيلسوفي والامقام و پزشكي زبردست بوده است(4) و در دوره هاي مختلف از جمله در دوره قاجار نيز مهد عالم و شاعري چون ملا محمد باقر خلخالي كاغذكناني بود 0ازآثارتاريخي كاغذكنان نيز مي توان به پل پردليس- كاروانسراي جمال آباد- شهر سوخته كاغذكنان – قلعه سنگي كاغذكنان اشاره كرد.

منابع ومأخذ:  1- ياقوت حموي، معجم البلدان،بيروت، ج 2 ص 407

2- حمدالله مستوفي ، نزهه القلوب ، به كوشش محمود دبيرسياقي ( تهران ، طهوري ، 1336)

3- عيسي بهزادي ، خلخال ( بي جا،بي تا ،بي تا) ص32-31

4- محمد علي تربيت ، دانشمندان آذربايجان ص 46.

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/۸  

محمد باقر خلخالى

سئويملى شاعريميز محمدباقر خلخالى نين حيات وفعاليتى حقينده معلوماتيميز چوخ قيسسادير. رحمتليك محمد على تربيت " دانشمندان آذربايجان " كتابيندا, اونون حياتى حقينده يازير كى.: خلخالى  1310  هجرى قمرى ده هله حياتا گوزيومماميشدير. باشقا منبع لره گوره محمدباقر خلخالى  70  ايل بو دونيادا ياشاميش و " سخنوران آذربايجانين" يازديغينا گوره او, شنبه  14  شوال  1316- هجرى قمرى ده بودونيادان كوچموشدور. محمدباقر خلخالى نين ياراتديغى بويوك اثر " ثعلبيه " ياتولكو حكايه سيندن عبارت دير, بواثردونه – دونه تبريزده – تهراندا – استانبولدا و باشقا شهرلرده باسيليب و ساتيشا بوراخيليب و گئنيش خلق كوتله لرى نين نظرينى اوزونه جلب ائده رك, خلقين طرفيندن گوزه ل بيرشكيلده قارشيلانميشدير. محمدباقر خلخالى بو مثنوى دن باشقا بيرپارا فارسجا و توركجه شعرلر يازميشدير, بيز بورادا يالنيز اونون تولكو حكايه سى ياخود " ثعلبيه " كتابى حقينده دانيشماق و شاعرين اجتماعى, فلسفى, دينى و خلقى گوروش لرينى تحليل ائتمك ايسته ييريك. بيلديگيميزكيمى لاپ قديم دوره لرده, خصوصيله اورتا عصرلرده, شاعرلر, متفكرلر, يازيچيلاروها بئله اجتماعي عاليم لر حاكم شرايطين ياراتديغى استبداد, ظولم, قورخو و امنيت سيزليك نتيجه سينده, اوزاوره ك سوزلرينى, اعتراض و تنقيدلرينى, مستقيم و اوز- اوزه بيرشكليده يوخ, نظرلرينى و گوروش لرينى حيوان لارين ديليندن دئميشلر, بونا نمونه اولاراق " كليله و دمنه" نى, عبيدذاكانى نين "سيچان پيشيك" اثرى فارس ديلينده كريلفون حيواتلار ديليندن ياراتديغى حكايه و تمثيل لرينى گوسترمك اولار. محمدباقر خلخالى نين ياراتديغي بو " تولكو حكايه سى" آذربايجان توركجه سينده بئله بير وظيفه نى داشيير. شاعر, بوگوزه ل و بديعى مثنوى نين ياراتماق مقصدينى كتابين سونوندا بئله تصويرائدير:

بحمدالله كتاب ثعلبييه تمام اولدو عجب شيرين قضييه عوام الناسه يازديم بو كتابى موجه اونلارا قيليديم خطابى دئييب چون مضحكه ائتديم ظرافت اونون ضمنينده هم يازديم نصيحت نئچونكى خلقه حق آجى گليبدير ظرافت سوزلرى شيرين اولوبدور قاريشديرديم ايكى سين گلدى حاله يئتيشدى منتهاى اعتداله

خلخالى نين ياراتديغى بو اثرينى گره ك مختلف نقطه – نظرلردن تحليل ائده ك, شاعر بو اثرينده, اوزو روحانى و مجتهد اولا – اولا, روحانى نمالرى, عمل سيز عاليم لرى, دين آدينا باشلارينا بيرباتمان آغيرليغيندا عمامه باغلاييب خلقى توولايانلارى, بديعى و آچيق بيرشكليده افشاائدير, او, روحانى نمالره خطابا بئله دئيير:

دانيش دوغرو, دئ جايديرما سوزووى منه, قاچ, گئت, تانيتديرما اوزووى سوزون شيرين, اوزون بدتر ايلاندان سويا تسبيحيوى چكمه يالاندان اگرچى ديلده, دونيادان كئچيرسن وليكن قورد كيمى قانيم ايچيرسن اوزون عاليم وليكن بى عمل سن سوزون ياخشى, اوزون اما دغل سن بلى عاليم اولان, عامل گره كدير شريعت امرينه كامل گره كدير چون عاليم گئتمه سه اوز بيلديگينه يقينا اعتقادى يوخدو دينه آدين ملا قويوب سوزدورمه قاشين عمل ايسترلر چوخ اويناتما باشين اوزون "لاتاكلو" حمكون دئييرسن يئتيمين مالينى يكجا يئييرسن دوروب اوزگه لره دقت دوتارسان اليوه دوشسه قورد كيمى اوتارسان عمل ديوارى نين آلتين اويوبسان ايشين بو, آديوى ملا قويوبسان معاش كار و بارين عشوه دندير هامى خورد و خوراكين رشوه دندير

محمد باقر خلخالى, عمل سيز عاليم لرى, آدلارينى امين الشرع و ياخود امام جمعه قويوب, عوامين اطلاع سيزليغيندان و سوادسيزليغيندان استفاده ائديب, آتلارينى دورد نالا هر طرفه چاپانلارى و قاضى آدييلا, حلالى, حرام و حرامى حلال ائدنلرى مخاطب قرار وئريب بئله دئيير:

عمل يوخسا شريعت ده دولانما آدين قاضى قويوب چوخ قاضيلانما

شريعت اهلى سن, آللاهى آتما گوزه لجه دينيوى دونيايه ساتما عزيزيم بير- بيرينه وورما خلقى اوزون ديرناق چاليب قيرديرما خلقى

گورنده پول اوزوقويلو ييخيلما گوزه تله دال- قاباغين تئز سوخولما كئچيب اندازه دن جاه و جلالين داخى تعريفه گلمير ملك و مالين امين الشرع سن يا شيخ الاسلام امام جمعه سن يا صدرالاعلام هامى عالم باشيزا آند ايچيرلر سيزين حوكموزله جانلاردان كئچيرلر سوزون اوتگون اولوبدور حق- ناحق كى سن سن دهرده آقاى مطلق گره ك علم اهلى، اهل عشق اولسون عوام الناس اوچون سرمشق اولسون

شاعر يازيب ياراتديغى مثنوى ده خلقين شفاهى ادبياتيندان- ناغيل و مثل لريندن عنعنه و دب لريندن چوخ باجاريقلا استفاده ائديب و ديليميزين نه قده ر گوزل, نه قده ر اينجه و ظريف و نه قده ر زنگين و ايفاده لى اولماسينى بويوك استادليقلا گوسترميشدير:

نولئيدى بوينونا بير قول سالايديم يوزوندن بيرجه دوزلو ماچ آلايديم خيالينه دوشنده كوك فريك لر اته گويا كى عورتلر يئريك لر باخيب گوردو اوره ك دورماز پيريلدار باغيرساق لارى, آجيندان قيريلدار خيال ائيلردى اوز دردينه درمان بو فكره چولغانيب قالميشدى حيران *********** او كس لر كيم جهاندا ايشله مزلر چوره ك هرگز دويونجا ديشله مزلر

عزيزيم اولماسا, سعى و تلاشين دوزه لمز ايستى آشين آغ لواشين *********** فراقين چوخ ياخار بى كس آنانى مثل دير " قورقانين چيتلار يانانى" اليوه هر نه دوشدو تئز قاييت گل عيالين آجدى اولما چوخ معطل گئديب عربتده قالما جان مادر " يئييب كنگر عزيزيم سالما لنگر" *********** اوزه رريك يان, اوزه رريك سن هاواسن هزاران درد بى درمان دواسن اوزرريك يان, توتون وئر قان قوووشسون قادا اوندان, بلا اوندان سوووشسون ********** ائشيگى اوزگه خلقى يانديريردى ايچى ملانى چوخ اودلانديريردى بالام آت گئت نه سيدسن نه ملا سنه بير وئج وئره حاشا و كلا! قولوون قووتينى آللاه آلسين منيم كيمى الين قوينوندا قالسين اگر اللى قوناق گلسه داريخمام يولاساللام تمامينى كاريخمام منه داخى ديريلمه كليك چتين دير دوداق- دوداغيم اوسته يئددى گون دور نه خوش زاد دير عزيز ائتمك قوناغى قاباغينا قوياسان قيقاناغى آچاسان خدمتينه آغ لواشى چاناغا دولدورارسان يارما آشى

نه بير يولداش نه بير قارداش ياتيب تك چيخيب توكدن بهاليق ايت لرى تك گوزو ياشلى الى قوينوندا قالميش آجيندان رنگى ساپ سارى سارالميش سورونردى, ايمه كلردى, گئده ردى تيخينيب ناله و فرياد ائدردى

اوچوروم يئرلرى گاهى چيخاردى آياق بند اولماييب بيردن آخاردى داغين تورپاقلارين باشه الردى چكردى آه, جيران تك مه لردى

نمونه گتيرديگيم بو شعرلر ديليميزين زنگين ليگينى گوسترديگى حالدا, شاعرين بو ديلى دريندن منيمسه مه سينى و بو ديلده بديعى, گوزه ل و اونودولماز اثر ياراتماسينى بوتون عينيتى ايله گوزوموزون قاباغيندا جانلانديرير, يازيلان و ياراديلان بو بيت لر, آذربايجان توركجه سى نين قدرتلى, دولغون، ايفاده لى و درين اولماسينا پارلاق بير نمونه اولا بيلر. ايفاده ائديلن بو مضمون لار هم موضوع اعتبار ايله و هم ده ديلين چيلخا, آيدين و هر بير بديعى اثره قالب اولماسيندا اوز قدرتينى گوسترير. محمد باقر خلخالى, آذربايجانين، بوتون باشقا شاعر و صنعتكارلارى كيمى, اوز اثرينده وطنه و خلقه محبتينى تام بير صميميت ايله نشان وئرير. او, تولكونون, آناسى نين ديليندن اوغلونا وطن حقينده بئله سويله يير:

قاليب غربتده ال چكمه وطندن بيابان ايچره ياد ائيله چمندن اگر اولسان اوغول اهل تفنن گئديب غربتده سن سالما توطن! گئجه- گوندوز وطندن ياد ائدرسن هميشه نى كيمى فرياد ائدرسن

شاعر, جمعيت ده اولان ضديتلرى و صنيف لرين مختلف ليكلرينى گورور و بو مسئله اون دريندن دوشوندورور, آنجاق او, اوز دونيا گوروش ايله بو مسئله يه ياخينلاشير و اونو حل ائتمگه چاليشير:

بريسينه ميسر ناز و نعمت بيريسى آج, چكر يوزمين مذلت بيريسى چييره ييب ياغلى پلودان بيريسى دويماييبدير, نان- جودان بيريسى نين ياغار دولت باشيندان بيريسى گورمه ييب بير پول, ياشيندان بيرى دايم چالار چنگ و چغانه بيريسى، نى كيمى گلميش فغانه

بيريسى بير تيكه قنده تامارزى چاى ايچمكده بيرى قويموبدور آرزى بيرى اطلس تومان گئيميش داماقلى بيرينين بير تومانى وار ياماقلى بيرينين منزلى قصر الكرامه بيرى حسرت قاليب بير هيسلى دامه

خلخالى, آروادا, اوشاغا, دده يه, ننه يه, قايغى و محبتى اوز اثرينده بير انسانى سجييه كيمى سفارش ائدير. او, قادين لارين، عايله ده, آغير ظولم آلتيندا ياشاييب, بير تيكه چوره ك يئمك اوچون هر بير شماتت و جبره دوزمه لرينى و حتا بئله ناحق يئره سويولوب و دويولمه لرينى, بويوك بير استادليقلا تجسم ائدير. او, تولكونون ديليندن وداعلاشما زامانى آروادينا خطابا بئله دئيير:

منيم دورومده هئچ گون گورمه دين سن ائويمده بيرجه دوران سورمه دين سن قاليردين آج گتيرمزدين اوزومه سويرديم هر نه, قالمازدين سوزومه نه محنت چكميسن بالديز اليندن دوزه ردين بيرجه چيخمازدى ديليندن آنامدان هم آتامدان چوخ سويولدون سويولمك سهل دير, آرتيق دويولدون قارا گونلر گوروب هئچ قاچمادين سن ائشيكده عيبى ميزى, آچمادين سن

شاعر, قادين لاريميزين نه قدر وفالى اولوب ارلرينه اولان محبت و صميميت لرينى و اونلارى اوز ارلرينه بير حقيقى حيات يولداشى اولوب, ياشاييشين آغير يوكونو چكمه لرينى, بديعى بير طرز ايله اوخوجونون گوزونون قاباغيندا جانلانديرير. او, تولكونون آروادى نين ديليندن تولكو، وطنى ترك ائديب ياد بير ديارا گئدن زامان بئله دئيير:

وصال ايامى تك, قاچما اماندير شب هجران كيمى بيرجه دايان, دور! فراغين دردينه باللهى دوزمم اوزومدن ال اوزوب, سندن ال اوزمم گوزوم نورى منى سالما فراغه آماندير گئتمه سن گوزدن قيراغه! جهاندا, بير- بيريندن دويماديق بيز دويونجا ياسديغا باش قويماديق بيز كمان تك قامتيم غمدن خم ائتمه! نصيبى مى منيم درد و غم ائتمه! سوروننم طفل تك گللم دالينجا ال اوزمم دامنيندن تا اولونجا

ايكى گوزياشى آز دير ايسته رم كاش بولود كيمى هامى يئردن توكوم ياش اوره ك اود دوتدو اى اميدگاهيم اينانيرسان، ندير بو دود آهيم

شاعر, قادينلاريميزين اجتماعى حياتيميزدا اولان روللارينى و اونلارين صميميت و صفالارينى زحمت و فداكارليقلارينى, آچيق و آيدين بير صورتده گوسترير. محمد باقر خلخالى نين باخيميندان، اره خائن چيخان آرواد, ارين خيانتى نتيجه سينده، يالنيز بئله بير ايشه ال وورور, بونا گوره ده او, آروادين اوستونه ائولنمه گى بئله منع ائدير. شاعر, چوخ بديع و گوزل بير شكيلده بوتون كيشى لره تاپشيرير كى، هواى نفسه اويمايين و دئمه يين كى, هر عورتده باشقا بير لذت و باشقا بير داد وار, او بو باره ده بئله دئيير:

بلى چوخ ياخشى دور دونياده عورت يئتر غم گونلرينده داده عورت

گئجه وقتى سنه، همخوابه، يولداش گونوزلر, ايش گوره ن حالتده قارداش تاپار رونع اونونلا, ائو- ائشيگين چكر نوكر كيمى دايم كئشيگين باخار عورت الينه قاب- قاجاغين اونونلا ايستى دير، تندير، اوجاغين چيخاردير باشه، هر نه ايش- ميشين وار دوزلدر هر نه لازم پيشميشين وار وفالى عورتين هئچ قيمتى يوخ وفاسيز اولسا باتسين گوزونه اوخ وفالى عورته قيلما خيانت اليندن هر نه گلسه قيل اعانت عيالينه اگر ار خائن اولسون نئجه عورت اره, آرخايين اولسون

باشقا بير يئرده يئنه بئله دئيير:

سنه بير سوز دئييم ديل لنمه قارداش! عيالين اوستونه ائولنمه قارداش! نئچونكى گورمه ديم من اى وفادار ايكى عورت لى اولسون مرد ديندار هواى نفسه اويما، قيلما اصرار دئمه هر عورتين بير لذتى وار! گونو آلسان، گونو قاره ائدرسن اوزون هر ايش دن آواره ائدرسن نه ياخشىسوز دئدى اول آدى گلزار مسلمانلار گونوم يوخدور, گونوم وار ايكى دير چون گوزون, ايكى گوزه باخ جهالت ائيله مه جانيم سوزه باخ!

محمد باقر خلخالى, بير دين آدامى اولوبسا, او, بو دونيانى فانى حساب ائدير، ابدى و باقى دونيا اوچون چاليشماق و زحمت چكمگى تاپشيرير. اونون عقيده سينه گوره, بو دونيا دار مكافات اولماقلا برابر, او دونيانى آرزو ائدنلر و ابدى سعادته دوغروجان آتانلار عبادت اهلى اولوب, خلقين و خصوصيله تاپدانميش صنيف لرين اليندن دوتوب و مظلوم انسانلارا يارديم ائتمه لى ديرلر, او دئيير:

بلى دونيا ائوينده هر نه آفات گله گر باشيوا اولموش مكافات نه گلسه باشيوا گور اوز گوزوندن مشخص بيل اوزوندندير, اوزوندن يئتيمى اينجيديب سالما فغانه يئتيم ائيلر اوشاقلارين زمانه گوزوم اينجيتمه البته فقيرى اولورسان بير قوى نين دستگيرى عبادت يوخسا ساللانما بهشته آياقلارين چولاقدى چيخما گشته اطاعت ائتيمه ييبسن اومما رحمت جهنم دير يئرين گئت وئرمه زحمت

محمد باقر خلخالى نين فلسفى و دينى باخيشى حقينده داها آرتيق يازماق و دانيشماق اولار و بيز بونو گله جك تحليل لريميزين عهده سينه قويوروق. من بو مقاله نى محمد باقر خلخالى نين بو ايكى بيتى ايله كى, ثعلبيه كتابى نين سونوندا سويله ميشدير و اونون نه قدر تواضعكار اولماغينى گوسترير بيتيريرم.

خبر آلسا بيرى آديمى بالفرض اوزوم اوز آديمى قوى ائيله ييم عرض فنون معرفتدن خالييم من محمد باقر خلخالييم من


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٦  

 

ميرزا علي قره بلاغي:پسرملا محمد باقر خلخالي ومقيم روستاي قره بلاغ كاغذكنان بوده است ناصر دفترروائي

درخاطرات خود نوشته:.

«ديواني دارد كه متجاوزاز هشت هزارغزل وقصايد را حاوي است.» تخلص شعر وي،(عشقي) بود. وي درسال

1321 فوت كرده است.

كه متأسفانه اشعاراونه چاپ شده ونه نسخه هاي خطي آن دردسترس ميباشد. اين قطعه شعركه از سروده هاي او مي باشد.

 راتقديم به همه

شعردوستان مي كنيم.

 

         سروده ای از ميرزا علی قره بلاغی             

                          

                                  پيري نمود گرچه به شكل كمان مرا

ليكن چو تير كرده وصالت جوان مرا

 

                                       اكنون گل هميشه بهارم زديدنت

حاشا كه صدمه برساند خزان مرا

 

خورشيد زير سايه من گشته مستظل

تا زلف عنبرين توشد سايبان مرا

 

با اين نشاط وخرمي و دولت وصال

خوانند خلق چاكر شاه جهان مرا

 

يعني علي امام امم شاه محترم

كز بند گيش زنده بود جسم و جان مرا

 

تا مدح گوي او شده ام از سر خلوص

مداح گشته فرقه كروبيان مرا

 

عشقي منم كه مدح تو گرديده شغل من

كز فكرتش چوباغ حنان شد جنان مرا

 

مداحي تو با قلم معنوي نوشت

فخريه ولايت كاغذكنان مرا

 

ني ني كه شغل وصف توكرده است درجهان

فخريه تمامي اهل جهان مرا

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٤  

  اشعاري زيبا از شاعر گرانقدر ملا محمد باقرخلخالي  

                  « خارج از كتاب ثعلبيه»

 

  ساقي بيارباده از آن جاودانه مئي          تاعاشقانه سر كشم وهاي هوي كنم

  وقت نماز من به حقيقت شود قبول         كز اشك چشم وخون دل خود وضو كنم

  نبود ميسرم به جنابت هواي يار             تا خويش را به ميكده ها شتشوكنم

  جز سيئات نيست زطاعات ما ثمر           روي اميد خويش به لا تقنطو كنم

  باقر به خيز ودامن خود بر كمر بزن           شايد به قدم درگه دلدار پو كنم 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٤  

«اشعاري زيبا ازشاعرغزل سراي كاغذكنان»

ميرزا سيفعلي بهمني

 

اي طوطي بي خانمان تاكي بنالي در قفس       
                                                      طي شد خزان وفصل دي اين ناله را بس كن توبس

گل خنده زد اندر چمن بلبل بدورش انجمن    
                                                     غمگين مشو باري چو من بر سير گلشن كن هوس

 ساقي بده جام ميم دارد حكايت از كي ام           
                                                     هستش اجل چون در پي ام روز وشبم از پيش وپس

درهجر روي ان صنعم بس ميرود خون از دلم     
                                                          شام وسحر بردامنم ازديده چون رود ارس

درعشق آن روح روان مجنون صفت بي خانمان  

                                                        آهم رسد برآسمان شبها كه چون بانگ جرس

دارم دو صد آه نهان از حادثات اين جهان   

                                                       يا رب تو خود ما را رهان هر دزد شد مير عسس

                         دوران زده خونين علم اين بهمني در بحرغم     

                   اي صاحب سيف دو دم  فريادرس  فريادرس

 

 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٤  

 

مراسم بزرگداشت ملا محمد باقرخلخالي

 

در زادگاه آن مرحوم

 

مراسم تجليل ازشخصيت علمي وادبي ملا محمد باقرخلخالي

با حضور جمعي ازفعالان فرهنگي، نويسندگان ومسئولان

محلي وشخصيت هاي مذهبي در فروردين ماه 23/1/1383

درزادگاه اين شاعر و دانشمند گرانقدر دوره قاجار در روستاي

قره بلاغ بخش كاغذكنان شهرستان ميانه برگزار شد. اين مراسم

كه به همت جمعي از كاغذكنانيهاي مقيم تهران وبا همكاري

بخشداري مركز و شوراي اسلامي قره بلاغ وبه مناسبت ترميم

ومرمت بارگاه اين دانشمند تشكيل يافته بود كه طي آن سخنرانان

 ازجمله آقاي دكتر حيدرلطفي كه باني اصلي اين همايش بودند

دررابطه با علل بي توجهي وگمنام بودن اين شاعر طنزپرداز

گرانقدربه سخنراني پرداخته وشاعران منطقه از جمله آقايان

                      نظري ، بختياري ،آقايي اشعار خود را درباره اين شخصيت 

فرهنگي و ديني قرائت كردند.

دراين مراسم آقاي شاه محمدي بخشدار كاغذكنان با اشاره

به چاپ كتاب كاغذكنان در گذر تاريخ اين كتاب را راه

گشاي توسعه همه جانبه اقتصادي و عمراني قلمداد نمود.

 


کلمات کلیدی: